تبليغاتX

وبسایت دانشجویان فیزیک فردوسی


منوي اصلي

صفحه اصلي
ارتباط با ما
آرشيو مطالب
ويرايش قالب

آرشيو وبسايت

نجوم و ستاره شناسی
ذرات بنیادی
پدیده های مافوق طبیعی
فیزیک و علوم دینی
با بزرگان فیزیک
کوانتوم و فیزیک جدید
اطلاعیه ها
عکس
فیزیک حالت جامد
زنگ تفریح
نرم افزارهای علمی
مغناطیس
فیزیک کلاسیک
گوناگون
نانو
فیزیک هسته ای
فیزیک پزشکی
ذرات بنیادی
کتاب


نويسندگان وبسايت

سینا صفار
حسین مرادی
امیر حسین بیانی
علیرضا علیزاده
حسین فخاری
سمانه رضایی
سمیرا داودی
سیما اظهری
خدیجه حسینی
تکتم احمدی
آرش میر حسینی
محمد حسینی

لوگوي ما

لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد

ترجمه قالب
www.Bo2Pmc.com
 :: پایان فیزیک
 

 

قسمت اول ترجمه سخنرانی جدید استفان هاوکینگ با نام (( گودل و پایان فیزیک))

روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

 

 

نوشته شده توسط آرش میر حسینی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 22:49
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::مصاحبه با نخستين استاد فيزيك زن ايران در آسايشگاه سالمندان
 

 

نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) مي‌داند.

آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده ارمني در تهران متولد شد. وي در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك از دانشكده علوم دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل و در مهرماه همان سال به سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام شد و يكسال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد.
پس از تلاش بي‌نتيجه براي متقاعد كردن استادش (دكتر حسابي) براي كمك به اعزام وي به خارج از كشور، با هزينه شخصي خود به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت
.

 

 

 

نوشته شده توسط خدیجه حسینی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 14:49
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::چند موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انیشتین
 

 

 

چند موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن ، كه احتمالا کمتر کسی  از شما آنها  را مي داند . بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين چند مورد،شگفت زده كنيد!

( البته نقل این مطالب دلیل بر صحت و سقم و تایید آنها نمی باشد )

 

او با سر بزرگ متولد شد

 

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

 

 او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

 

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.

 

به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

 

او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

 

درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.

 

در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

 

 انیشتین علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت

 

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

 

علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

 

 بقیه مطلب را در ادامه بخوانید ....

 

 

 به نقل از : karafarini-mehdi.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 16:36
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::صدایی ماندگار
 

 

امروز در دنیای نت به فایل صوتی بسیار جالبی بر خوردم . فکر کردم برای شما هم جالب باشه این فایل رو داشته باشین .

 این فایل صوتی حاوی صدای دانشمندی است که با اختراع خود بر همه دنیا اثر گذاشت . به راستی نمی توان دنیا رو بدون این اختراع تصور کرد . احتمالا تا به حال حدس زدین کدام اختراع مد نظر است . این اختراع چیزی نیست جز لامپ و الکتریسیته و دانشمند مورد نظرمون هم جناب توماس ادیسون.

اگه می خواهید  به این صدای ماندگار گوش بدهید کافیست بر روی عبارت زیر کلیک کرده و پس از دانلود فایل از شنیدن صدا لذت ببرید.(البته مطمئنا مد نظر دارید که نباید انتظار صدایی با کیفیت خوب را داشت)

دانلود کنید ( با حجم ۳۹۲ کیلو بایت)

 

منبع : http://www.1pezeshk.com/

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:1
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::استفان هاوکینگ و جهانی که او می‌بیند
 

 

 

وقتی در سال 1962 با درجه ممتاز از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل شد، برای گرفتن دکترا در کیهانشناسی به دانشگاه کمبریج رفت. در آنجا بود که شیفته شناخت "سیاهچاله‌ها" (که اولین بار توسط رابرت اوپنهایمر مطرح شده بودند) و "تکنیکهای فضا - زمان" شد، پدیده‌هایی که به نظر می‌رسید قوانین فیزیک نسبت به شناخت آنها عاجز مانده بود. پس از دریافت دکتری ، در کمبریج ماند و در همان سنین جوانی با ارائه نظریه‌های جسورانه و طرح سوالهایی درباره برخی فرمولها و نظریه‌های انیشتین و به چالش طلبیدن نام آوران فیزیک..........

 

 

منبع : دانشنامه رشد

 

 

 

نوشته شده توسط خدیجه حسینی در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 6:11
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::انیشتن و موسیقی
 

 

 

از سال ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۹ زمانی که انیشتن شش روز در هفته مشغول مطالعه و تحقیقات پیرامون فیزیک بود موسیقی موتزارت به عنوان یک منبع تغذیه برای روح او به شمار می رفت و اساس تفکر خلاقانه اش را تشکیل می داد

 

 

نوشته شده توسط سیما اظهری در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 19:56
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"
 

 

توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"


سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ي طول فشارسنج خواهد بود."

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي  بود. 

 

منبع :http://physia.blogfa.com/post-67.aspx

در باره نیلز بور :http://nobelprize.org/nobel_prizes/physics/laureates/1922/bohr-bio.html

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 2:19
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::همراه با بزرگان
 

 

زادروز کاشف لایه اوزون


تهران-  حیات

شارل فابری  فیزیکدان فرانسوی که لایه های اوزون را کشف کرد 11 ژوئن سال 1867 به دنیا آمد. 
فابری ضمن مطالعه مبحث نور ، متوجه این لایه ها در جو بالای زمین شد. آلایندگان در این لایه ایجاد تغییرات زیان آور می کنند که یکی از آنها گرم شدن خارج از قاعده محیط زیست است.
جریان تاسف بار سوراخ شدن لایه اوزون در لایه زیر استرا توسفر در بالای منطقه انتارکتیکا اولین بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979) توسط یک گروه تحقیقاتی به نام BAS کشف شد .این گروه در مورد اتمسفر بالای منطقه انتارکتیکا از یک ایستگاه تحقیقاتی  مشاهده می گردند.
فالکر اولین بار در حالی تحقیقات را انجام داد که اندازه گیری اولیه در سال1985 میلادی برای اولین بار سوراخ شدن لایه اوزون آنچنان نگران کننده بود که دانشمندان تصور میکردند که دستگاهای اندازه گیری خراب است . آنها دستگاه های دیگری جانشین آن دستگاه ها کردند تا آنکه نتایج بدست آمده اندازه گیری های اولیه را تایید کرد .
چند ماه بعد  سوراخ شدن لایه اوزون قابل مشاهده بود،از طرف دیگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لایه اوزون را نشان نمی داد بدین دلیل که نرم افزارهایی که اطلاعاتی در مورد لایه اوزون میداد به صورتی برنامه ریزی شده بود که لا یه اوزون در منطقه کوچکی مورد بررسی قرار می گرفت .بررسی های بعدی ، اطلاعات بدست آمد هنگامی که نتایج گروه BAS  منتشر نشد ، مورد تایید قرار گرفت و بیانگر این مطلب بود که سوراخ شدن لایه اوزون به طور سریع ودر مقیاس بزرگی بر بالای منطقه انتارکتیکا انجام می شود.
اوزون لایه ای را در استراتوسفر تشکیل می دهد که منطقه استوا باریکتر و در دو قطب پهن تر است . میزان اوزون در بالای سطح کره زمین به وسیله مقیاسی به نام DU ، Dobson  units اندازه گیری می شود که این میزان در منطقه استوایی در حدود 260DU است و به میزان بیشتری در جاهای دیگر است . این در حالی است  تغییرات فصلی بسیار وسیعی اتفاق میافتد واین در حالی شکل می گیرد و اشعه ماورای بنفش در لایه استراتوسفر نفوذ می کند یا آن را می شکافد.
شارل فابری  78 سال عمر کرد و در سال 1945 میلادی درگذشت

البته این مطلب و خودم اضافه کنم که فابری کسی بود که دکتر حسابی از اون مدرک دکتری گرفت

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 13:48
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::نابغه ای بر روی ویلچر
 

 

با سلام به فیزیکدان های جوان

منم بالاخره یه پست گذاشتم(واقعآ خسته نباشم). امیدوارم که بخونینش و ازش استفاده های لازم رو ببرید.

 

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 13:31
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::آمپر
 

 

خانواده و تعلیمات

آندره ماری آمپر در بیست و دوم ژانویه 1775 در لیون فرانسه متولد شد. آمپر تنها پسر ژاک آمپر و ژان آنتوانت دسوتیته سارس بود که از بازماندگان خانواده‌های بازرگانان مرفه ابریشم در لیون بودند. یکی از دو خواهر او در جوانی فوت کرد و دیگری بعدها خانه‌دار خانه وی در پاریس شد. آمپر از کودکی به ریاضیات علاقه داشت و مقدمات حساب دیفرانسیل و انتگرال را نزد یکی از دوستان پدرش مطالعه نمود. آمپر بر اساس اصولی که در کتاب امیل روسو مطرح شده بود تربیت گردید، او در برابر کتابخانه در خور توجهی قرار گرفت، به وی اجازه داده شد که خود را مطابق آنچه ذوقش به او تلقین می‌کند پرورش دهد.

احتمالاٌ مهمترین تأثیر بر او از دائره المعارف (ژان لوروند دالامبرودنیس) بود، اما کاملاٌ مطابق آئین کاتولیک نیز تعلیم دید. در سال 1793 که آمپر 18 ساله بود، یعنی در حکومت وحشت و پر هرج و مرج‌ترین دوران انقلاب فرانسه ، پدرش ناعادلانه محکوم به اعدام با کیوتین شد و پس از مرگ پدرش در آن سال ناراحتی عجیبی او را احاطه نمود، بطوریکه مدت یکسال طول کشید تا به وضع عادی خود برگشت.

ازدواج

در همین هنگام که بیست و یکسال بیش نداشت، به عشق دختری بیست و سه ساله گرفتار گردید. در سال 1799 آمپر با کاترین آنتوانت کاروان ازدواج کرده و در 1800 پسر آنها ژان ژاک به دنیا آمد. اما پس از مدت کوتاهی ، مادر تندرستی خود را از دست داد و در 1803 فوت کرد. بر اثر این حوادث غم انگیز دوران جوانی ، آمپر همواره شخصیت افسرده از خود نشان می‌داد.

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 13:45
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::پلانک
 

 

 زندگی

در ۲۳ آوریل سال ۱۸۵۸ در شهر کیل آلمان زاده شد. وی فرزند ششم ویلهلم پلانک استاد علوم قضایی دانشگاه شهر بود. افراد خانواده پلانک احترام زیادی برای آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزش‌های سنتی خانواده قائل بودند و پلانک این خصوصیات را از والدین به ارث برده‌ بود. وی در نامه‌هایش گوشه‌ای از زندگی خانواده‌ای خود را بازگو می‌کند که در آن‌ها از گذراندن تابستان در تفرجگاه الدنای کنار دریای بالتیک و بازی کروکه روی چمن و خواندن رمان‌های والتر اسکات در هنگام شب و اجرای نمایش و موسیقی با شرکت افراد خانواده سخن می‌گوید.

تحصیلات

پلانک دوره دبیرستان را در گیمنازیوم مکسیمیلان شهر مونیخ گذرانید و در آنجا بود که به علاقهٔ خود به علوم پی برد. پلانک دبیر ریاضیش هرمان مولر را نخستین کسی می‌داند که معنای قوانین فیزیک را برای اولین بار به او فهماند. پلانک یک تیزهوش استثنایی نبود، دبیرانش در گیمنازیوم از لحاظ رتبه او را به شاگرد اولی نزدیک می‌‌دانستند اما او را در هیچ زمانی شاگرد اول نشناختند. معلمان وی جز رفتار شخصی خوب و سخت‌کوشی در کار، نشانه‌ای که حاکی از تابناکی هوش یا وجود استعداد خاصی در او باشد، ندیدند.

به هر حال مهار‌ت‌های او در برخوردهای اجتماعی باید از گونهٔ تراز اولی بوده باشد چرا که محبوب معلمان و همکلاسان خود بود. پلانک پس از گذراندن دوره در گیمنازیوم در سال ۱۸۷۴، ابتدا در دوره کارشناسی دانشگاه مونیخ و چندی بعد در دانشگاه برلین مشغول به تحصیل شد. وی به خواندن فیزیک عملی و ریاضیات پرداخت و در پی انتقال به دانشگاه برلین در کلاس‌های فیزیکدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو کیرشهوف شرکت کرد. پلانک علاقهٔ خویش به ترمودینامیک را مدیون این دو استاد می‌‌دانست.

پلانک نظریه مکانیکی گرمای کلاوزیوس را به تفصیل مطالعه کرد و بعدها خاطر نشان ساخت که این مطالعهٔ خصوصی چیزی بود که سرانجام وی را به فیزیک کشاند. پلانک که تحت تأثیر کار و روشنی روش استدلال کلاوزیوس قرار گرفته بود، ترمودینامیک را به عنوان رشتهٔ اصلی خود انتخاب کرد و برای موضوع تز دکترای خویش در دانشگاه مونیخ (سال ۱۸۷۹)،بررسی قانون دوم ترمودینامیک را برگزید. تز دکترای پلانک مروری بر دو اصل کلاسیک ترمودینامیک بود، اصل اول: اصل بقای انرژی و اصل دوم مفهوم انتروپی (کمیتی که اندازه‌اش در تمام فرآیندهای فیزیکی حقیقی، مدام در افزایش است). افکار پلانک دربارهٔ انتروپی و آزمایش‌های پیشنهادی او، هیچکدام از راهنمایان دانشگاهی ممتاز او را تحت تأثیر قرار نداد. استاد هلمهولتز تز او را اصلاٌ نخواند و کیرشهوف هم از آن خوشش نیامد، حتی کلاوزیوس که منبع الهام او بود کمترین علاقه‌ای به موضوع نشان نداد. پلانک با آن واکنش استادان نسبت به پایان نامه دکترای خود با وقار و آرامش برخورد کرد و با اشتیاقی حتی بیش از پیش به کار برگشت فارغ التحصیل شدن وی به سبب بیماری‌اش با دو سال تاخیر همراه بود، اما با رتبهٔ ممتاز موفق به اخذ درجهٔ دکترایی در سال ۱۸۷۹ شد.

 فعالیت‌های علمی

پلانک در سال ۱۸۸۰ با سمت دانشیاری به هیات علمی دانشگاه مونیخ پیوست و ۵ سال پس از آن به مقام استادی دانشگاه کیل رسید. استخدام به عنوان استاد غیررسمی در دانشگاه کیل پلانک، او را از لحاظ علمی مستقل‌تر ساخت. گوستاو کیرشهوف استاد راهنمای قدیمی پلانک در سال ۱۸۸۹ درگذشت و کرسی استادی او در دانشگاه برلین خالی ماند، پلانک به جای کیرشهوف به عنوان استاد یار و مدیر مؤسسه فیزیک نظری منصوب شد. روزی پلانک فراموش می‌کند در چه کلاسی از دانشگاه برلین درس دارد، جلوی اتاق دفتر بخش ایستاده و از کارمندی نشانی محل برگزاری درس آن روز پروفسور پلانک را جویا می‌‌شود کارمند در جواب می‌‌گوید: «آنجا مرو مرد جوان، تو بسیار جوان‌تر از آن هستی که بتوانی درس پلانک، استاد فرهیخته ما را بفهمی.»

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 12:52
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::چمران نامه
 

 

یا لطیف

مصطفى چمران که در سال 1311 تولد یافت، دوران کودکى و ابتدایى را در دبستان انتصاریه تهران خیابان 15 خرداد - عودلاجان

و دوران متوسطه خود را در دبیرستان‏هاى دارالفنون و البرز سپرى ساخت و سپس وارد دانشکده فنى دانشگاه تهران شد

و در سال 1335 در رشته برق فارغ ‏التحصیل و شاگرد ممتاز گشت.

او همیشه در تمام دوران تحصیل پیشتاز و نمونه بود، علاوه بر آن‏ که در همه مبارزات سیاسى و مذهبى حضورى فعّال داشت؛ نمونه‏اى از یک نوجوان و جوانى پاک، پرتلاش، عمیق و براى همه دوست ‏داشتنى بود.

با استفاده از بورس شاگرد اولى براى ادامه تحصیل راهى آمریکا شد و ابتدا در دانشگاه تگزاس درجه فوق ‏لیسانس مهندسى

برق و سپس در یکى از بزرگ ‏ترین و مهم‏ ترین دانشگاه ‏هاى معروف آمریکا« برکلى»، در کالیفرنیا و با همراهى برجسته‏

ترین اساتید فیزیک، دکتراى خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما با عالى‏ترین نمرات دریافت نمود و مدتى در یکى

از مراکز مهم تحقیقاتى روى زمین در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام، سرگرم تحقیق روى پروژه هاى بزرگى، در زمان خود بود.


باز هم در کنار این مسیر تحسین ‏برانگیز و کم ‏نظیر، پایه ‏گذار و سازمان ‏دهنده مبارزات ضد استعمارى و ضد رژیم طاغوتى

شاه و پایه گذار فعالیت‏هاى گسترده اسلامى در آمریکا بود.

بعد از شکست اعراب در جنگ 1967، دنیاى وسیع آمریکا بر او تنگ مى‏نمود و براى فراگیرى فنون نظامى و جنگ‏هاى چریکى

راهى اروپا، الجزایر و مصر شد و مدت دو سال در مصر ماند. بعد از فوت جمال عبدالناصر به دعوت امام موسى صدر رهبر وقت

شیعیان لبنان به سرزمین فاجعه، درد و رنج مسلمین به ‏ویژه شیعیان لبنان قدم نهاد و در جنوب لبنان، شهر صور و کنار

مرزهاى اسرائیل رحل اقامت افکند ولى او در همه جاى لبنان حضور داشت، هر کجا که خطر بود، بلا بود و قیام بود، دکتر چمران

نیز در پیشاپیش مردم بى‏پناه لبنان حضور داشت. idea

در لبنان پایه ‏گذارى سازمان‏هاى چریکى مسلّح را بر عهده گرفت که هم‏زمان با روشنگرى اسلامى و مذهبى و

تقویت روحیه و اعتقادات اسلامى و مکتبى، ورزیده‏ ترین، زبده‏ ترین و شجاع ‏ترین رزمندگان اسلام را تربیت نمود که

فرزندان و شاگردان آن‏ها امروز نیز در لبنان براساس همین اعتقادات و روحیه شهادت ‏طلبى، حماسه ‏ها مى‏ آفرینند.

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 12:42
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::همکار جدید
 

 

شیرین ترین و آموزنده ترین لحظه زندگی پروفسور حسابی

مطلبی که در ادامه می آید خلاصه شده بخش ملاقات با اینشتن از کتاب استاد عشق به قلم ایرج حسابی پسرپروفسور می باشد , هرچند این کتاب تنها کتابی است که بطور مشخص به زندگی نامه پروفسور حسابی پرداخته است واطلاعات بسیار ارزشمندی از زندگی این استاد ایرانی ارایه داده است , اما نوع نگارش آن خالی ازمشکل نیست و نکته مهمتر تاریخ حوادث است که بطور مشخص به آنها دركتاب اشاره اي نشده است , اما خلاصه بخش ملاقات با اینشتن

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهمترین و آخرین آنها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید , پروفسور حسابی نقل می کنند که

وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد

یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و نامه ای با امضا اینشتن بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو امکانات لازم را در اختیار من قرار داد و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد ریس آزمایشگاه بردم و مسله را توضیح دادم , ریس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سو استفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است

بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان و کمی صحبت که با من کردند آرام تر شده و سپس به پای تخته رفتم و شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمند تری دارد همان اندازه متواضع , مودب و فروتن نیز هست !! بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم      نقل ازکوچولو نابغه

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 9:14
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::یه خبر بد ...
 

 

 

 

سفر پروفسور "استفان هاوكينگ" فيزيكدان نامدار انگليسي به ايران كه قرار بود تيرماه سال جاري انجام شود، به تاخير افتاد.

پژوهشگاه دانشهاي بنيادين اعلام كرد سفر هاوكينگ بنا به دليل مشكلات جسماني كه نيازمند مراقبت‌هاي ويژه درماني است، دو ماه دير تر انجام خواهد شد.

هاوكينگ در حال حاضر استاد فيزيك نظري در دانشكده فيزيك نظري و رياضيات كاربردي دانشگاه كمبريج و صاحب كرسي لوكاس است كه دانشمندان بزرگي مانند نيوتن و ديراك صاحب آن بوده اند.

هاوكينگ علاوه بر كار علمي تخصصي خود نقش مهمي را در عمومي كردن علم داشته است و چندين كتاب در اين زمينه نوشته كه از جمله آنها مي‌توان به "تاريخچه مختصر زمان" كه به فارسي نيز ترجمه شده است، اشاره كرد.

وي كه ‪ ۶۵‬سال سن دارد مبتلا به بيماري علاج ناپذير "‪lateral sclerosis‬ ‪ (ASL) "Amyotrophic‬است كه هرگونه حركت حتي قدرت سخن گفتن را از وي گرفته است.

 

منبع : ايرنا

 فاطمه شنبه زاده

به نقل از hupaa.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 17:6
( | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::انیشتین نامه
 

 

 

اانیشتین اخلاق مدار یهودی
 

فاطمه علی زاده

 آلبرت اينشتين 1879-1955 ، در كتاب ((سالهاي اخير زندگي ام))(Out of My Later Years) مي نويسد: ((آنچه من از ماهيت اصلي يهوديت مي دانم با ايده يك كشور يهودي، با مرزهاي مشخص، ارتش و قدرت دنيوي و فاني نمي خواند. زياني كه ((يهوديت)) متحمل خواهد شد - بويژه به واسطه گسترش و تكامل ناسيوناليستي تنگنظرانه در درون يك ((كشور يهودي))،- مرا سخت هراسان ميسازد))...

 

 

تولد :در چهاردهم مارس 1879- 24 اسفند سال 1258 هجری شمسی ,در شهر اولمUlm
 آلمان در سن 35 سالگی، در دانشگاه برلين استاد كامل شد. ميلوا و فرزندانش را ترك كرد. اين هنگامی بود كه جنگ جهانی اول شروع شد.
در سن 60 سالگی، وقوع جنگ جهانی دوم. نامه ای به رياست جمهوری آمريكا، روزولت، نوشت از احتمال ساخت بمب اتمی او را آگاه كرد.
در سن 61 سالگی، تابعيت آمريكا را پذيرفت ولی تابعيت سوئيس را از دست نداد.
در سن 73 سالگی، رياست جمهوری به او پيشنهاد شد ولی او نپذيرفت.
در سن 76 سالگی در بيمارستانی در شهر پرينستون بر اثر تصلب شرائين در گذشت.

 

 بقیه مطلب را در قسمت ((ادامه ی مطلب)) بخوانید...

 

 

 

نوشته شده توسط حسین فخاری در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 15:23
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: با بزرگان فیزیک )

 ::مسابقه ی شماره ی1
 

 

 

سلام

به نظر شما اینا کیند ( اسم شان چیست)؟ و چیکاره اند؟                                          

 

     

مهلت مسابقه : ۱ ماه

جوایز : یک عدد چیپس به انضمام سس قرمز از تریای دانشکده ی علوم (مخصوص برادران)

واریزی برابر ارزش جایزه ی یاد شده به صندوق کمیته ی امداد (مخصوص خواهران)